تبليغاتX
پايگاه مهندسی صنایع ايران - تصميم گيري

مطالبی مفید برای مهندسین صنایع ، MBA ، مدیریت صنعتی و ... (www.ie-iran.ir )

به سايت پايگاه مهندسی صنایع ايران خوش آمدید. با ارسال ايميل خود به ایمیل سایت(در ستون سمت چپ مشاهده نمایید) و يا قرار دادن آدرس ايميل خود به صورت نظر خصوصي در قسمت نظرات يكي از پست ها مي توانيد جزوات ، مقالات و پايان نامه و .. را توسط ايميل دريافت نمايند و همچنين از آخرين سايت مطلع گردند .شایان ذکر است برخی از مقالات و پایان نامه ها فقط برای اعضاء سايت ارسال می شود. از بازدید شما متشکریم.





تصميم گيري 

در وبلاگ " گریه شبانه " این مطلب را دیدم.گرچه خودم هم در این دوره های تصمیم گیری زیاد شرکت کرده و به اعتقاد من هیچ کاربردی در زمینه مدیریتی اون هم مدیریت کلان این گونه کلاس ها ندارند ولی این یک سوال جالب به نظر رسید.من هم پیشنهاد می کنم هیچ وقت در کارگاه های تصمیم گیری شرکت نکنید.من کلا کمتر از یک سال مدیر بودم!!! ( واي اين كلمه مدير چه حس خوبي را به آدم ميده) مدیر برنامه ریزی یک شرکت خودرو سازی و در این مدت تولید محصول را حدود ۳۴ درصد افزایش دادم(اینا میگن برنامه ریزی توپ، و تعريف از خود.و آخر بي جنبگي بنده) ولی من اینجا اعتراف میکنم مباحث تئوری مدیریتی و تصمیم گیری در پیشرفت کارم هیچ تاثیری نداشته.کلید اصلی موفقیت من دوستی و صمیمت با پرسنل بود همین و فقط همین.البته یک کوچولو هم بعضی اوقات جریمه و آکورد می دادم .

و اما متن نقل قول شده از وبلاگ گریه شبانه : نظر شما چیه ؟؟؟

چند وقت پیش توی یه همایش ( کارگاه آموزشی) درباره تصمیم گیری (یا تصمیم سازی.... نمی دونم... همون Decision Making خودمون ) شرکت داشتم...                                                          

حالا منم تصمیم گرفتم برای این پست وبلاگم همون سوال مطرح کنم و ببینم که جواب دوستان چی هست و شماها تو این شرایط باشید چه تصمیمی می گیرید....

 هشت کودک برای بازی وارد یک ایستگاه راه آهن شدند . ایستگاه  یک خط اصلی و یک خط فرعی تقریبا متروک داشت... هفت کودک روی خط اصلی که تمیزتر بود نشستند و مشغول بازی شدند اما یکی از آنها وقتی دید که خط دوم متروک تر و مطمئن تر به نظر می رسد و حتی روی آن کمی علف سبز شده است ، ترجیح داد روی خط دوم بنشیند و بازی کند...

سوزن بان که چندان وظیفه شناس نبود ( و معمولا هم برای یک ایستگاه با یک خط اصلی و یک خط متروک، کار چندانی برای یک سوزن بان وجود ندارد) با خیال راحت به خانه رفته بود تا ناهار را در کنار همسر خود بخورد... یکی از کارگران ایستگاه ، ناگهان متوجه بچه ها شد و همزمان دید قطاری به سرعت در حال نزدیک شدن به ایستگاه است... کارگر دید که قطار ترمز نکرده و حدس زد که مشکلی برای سیستم ترمز قطار پیش آمده باشد....

او می تواند سوزن را روی خط اصلی نگه دارد.  با این کار هفت کودک خواهند مرد و تنها یک کودک زنده می ماند... می تواند سوزن را به سمت خط فرعی هدایت کند، این کار مشکلی برای قطار ایجاد نخواهد کرد و قطار بدون مشکل از ایستگاه عبور خواهد کرد. البته در این حالت فقط یک کودک می میرد و هفت کودک دیگر زنده خواهند ماند... البته گزینه های دیگری هم هستند، مثلاً کارگر می تواند از ایستگاه دور شود تا این صحنه را نبیند... به هر حال مسئولیت این وضعیت برعهده سوزن بان است....

همینطور، فرض کنید که نزدیکی ایستگاه ، خط راه آهن دارای کمی پیچ است و بچه ها در زاویه دید لوکوموتیو ران نیستند...     

 همچنین کارگر هیچ فرصتی برای حرکت به سمت بچه ها و دور کردن آن ها از خط ندارد.....

حالا شما اگر جای کارگر ایستگاه بودید چه می کردید...؟؟؟؟


نوشته شده توسط بهروز سليمي (مدیر سايت) | لینک ثابت | موضوع: متفرقه |